أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
مقدمه 26
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) مرو ، بلخ ، نيشابور ، هرات ، و سمرقند - مشعل فروزان علم و ادب و هنر در تابش بوده است . حكومت عادلانهء سلجوقيان بر خراسان و ادبپرورى وزراى فضل دوست اين خاندان [ ( 44 ) ] و امارت خوارزمشاهيان بر خوارزم از اواسط همين سده ، آرامش و امنيّت را - كه مقدّمهء لازم جهت بسط و توسعهء علوم و ادبيات است - بر اين قسمت از ممالك اسلامى مستقرّ كرده بود ، و در سايهء همين امنيّت و آسايش و تشويق امراى وقت است كه فضلا و ادبا در هر گوشه و كنار اين خطّه دست به كار تأليف و تصنيف و ترجمهء آثار ماندنى زدند . نكتهء جالب و گفتنى در خصوص نشر فرهنگ و ادب فارسى در اين دوره ، وجود كتابخانههاى بزرگ عمومى و خصوصى است كه به همّت فضلا ، علما ، و وزراى دانشپرور در هر گوشهء مدرسه و مسجد جامعى موجود بوده و در دسترس طلّاب فنون مختلف علم و ادب قرار داشته است . شرحى كه ياقوت حموى مقارن استيلاى مغول - كه سرآغازى است بر انحطاط ادب و فرهنگ فارسى - از كتابخانههاى عمومى و خصوصى اين مناطق مىنويسد ، قابل تعمّق است . [ ( 45 ) ] پا به پاى رشد و تعالى تمام شاخههاى ادب و فرهنگ در اين دوره [ ( 46 ) ] ، نثر پارسى نيز از حالت ركود و ايستايى سابق بيرون آمده و حالتى جدّى به خود گرفت . با مطالعهء دقيق سير تكاملى نثر فارسى در بستر ترقّى و تعالى فرهنگ و ادب پارسى ، مىبينيم كه نثر پارسى ، با همهء پيشرفتهايى كه داشته ، در اواخر سدهء چهارم و اوايل سدهء پنجم هنوز در آغاز راه سير مىكرده است ، امّا چون به نيمهء دوم سدهء اخير مىرسيم ، با دورهء بلوغ آن مواجه مىشويم ، و در سدهء ششم و اوايل سدهء هفتم است كه آن را در حال پختگى و كمال مىيابيم . گرچه در حملهء جهانسوز مغول بسيارى از كتب پارسى كه در ايران ، بويژه در خراسان و ما وراء النهر نوشته شده بود نابود شد ، باز هم آنچه از اين دوره به دست ما رسيده بسيار است و مغتنم . به قول استاد ذبيح اللّه صفا « تنها تعداد آثار منثور پارسى و تنوّع آنها در اين دوره قابل توجّه نيست ، بلكه تكامل سبك در آنها خود از مسايل مهم و قابل اعتناست . در اين عهد ، هم روش نثر ساده به كمال رسيد ، هم نثر مصنوع مزيّن
--> [ ( 44 ) ] يكى از اين رجال ادبپرور كه با عناوينى همچون قوام الدوله و مؤيّد الملك مشوّق مترجم در شروع كار بوده ، از همين وزراى خوارزمشاهيان بوده است . [ ( 45 ) ] عباس اقبال آشتيانى . [ ( 46 ) ] استاد ذبيح اللّه صفا شش صفت مشخصه در اعتلاى فرهنگ و ادب اين دوره مىشمارند ، رك : تاريخ ادبيات ايران ، ج 1 ، ص 211 به بعد .